حال بد
تقریبا یک ساعت بعد از اینکه مطلب قبلی رو گذاشتم و یه لیوان پر شیر و خرما خورده بودم همچین حالم خوش نبود
نمیدونم چرا فک کردم شاید اگه یه خورده چای بخورم بهتره آخه هنوز حس صبحانه نبود.خلاصه چایی رو خوردمو و درجا بالا آوردم،خیلی بد بود.همش نگران شما گل پسرم بودم آخه بعدش خیلی وول نمیخوردی
بعد کلی تمیزکاری حس خوبی داشتم انگار واقعا لیوان شیره از ظرفیت معده ی من بیشتر بود
ولی خداروشکر بخیر گذشت و بعد یه خواب درست و حسابی صبحانه خوردیم و بعدشم کارای معمول.
یعنی میوه و آجیل هم خوردم وحالا باید لیدی میل بخورم و الانم کم کم شبکه مستند که ما هر روز یه جزء قران رو باهاش میخونیم شروع میشه.پس برم وضو بگیرم عشق مامان که دوتایی میخوایم قران بگوشیم.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

حال بد
